قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.
بعد از مرگم، انگشت‌های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت‌نگاری قرار دهید.
به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!
ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک ‌کاری کنند.
عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب کیدا ممنوع است.
بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.
کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!
مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.
روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!
کسانی که زیر تابوت مرا می‌گیرند، باید هم قد باشند.
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.
گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.
در مجلس ختم من گاز اشک‌آور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.
از اینکه نمی‌توانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش مي طلبم

. زنده یاد حسین پناهی

 

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در مسجد بخواند.
لباس پوشید و راهی مسجد شد.
در راه، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد.

بلند شد،خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد.. در راه
در همان نقطه مجدداً زمین خورد!

او بلند شد،
خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد.. در راه به مسجد و
در همان نقطه مجدداً زمین خورد!
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.. یک بار دیگر لباسهایش
را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید.
مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید..))
از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.
مرد اول از او فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد
ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست
در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.
مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود.
مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد..
شیطان در ادامه توضیح می دهد:
((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شد))
وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید،
خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم
و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید.
به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید.
بنابراین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم .

 

 

 

بهترین‌ رمان‌های علمی تخیلی سال/ «خونریز»، «فرار به دنیاهای دیگر» و ...

این موضوع ممکن است طرفداران کتاب‌های داستانی و به طور کلی موضوعات داستانی را ناراحت کند که باید داستان های کوتاه را مثل میوه‌های گلخانه ای که برای پر کردن بازار از آنها در شرایط خاصی پرورش می یابند در چنین شرایطی ایجاد کرد ولی ظاهراً دلایل این موضوع در مورد داستان‌های علمی تخیلی صدق نمی‌کند چرا که علاوه بر سه مجله معروف تخصصی این داستان ها در آمریکا و انگلیس مثل مجله «آسیموف، آنالوگ و فانتاسی و علمی تخیلی» که سالیانه حدود 4 هزار صفحه داستان منتشر می‌کنند در سای‌ های انگلیسی مثل Tor.com می توان بسیاری از این داستان‌ها را پیدا کرد.

بیشتر طرفداران داستان‌های علمی تخیلی در سالهای اخیر با کوشش انتشارات استریت مارتین و تهیه مجموعه‌هایی از رمان های علمی تخیلی می‌توان گفت که از این بابت خیالشان تا آینده‌ای نزدیک راحت شده است که در این میان بیست و هفتمین مجموعه سالیانه این انتشارات که منتخبی از رمان های علمی تخیلی است از سوی «گاردنر دوزویس» جمع آوری و ویرایش شده است و شامل 300 هزار کلمه و نقاشی است که در نوع خود بی نظیر محسوب می‌شود.

به گزارش خبرآنلاین به نقل از وال استریت ژورنال، گاردنر در این مجموعه با عنوان «بهترین‌های علمی تخیلی سال: مجموعه بیست و هفتم» رمان‌هایی از نویسنده‌های برجسته این حوزه از ادبیات داستانی را جمع آوری کرده است که از جمله آنها می‌توان به رمان کوتاه «بهشت گمشده» آلبرت کودری اشاره کرد که داستان نظامیان قرن جدید را روایت می کند؛ نظامیانی که در سیاره های دیگر ماجراهای عجیبی برایشان اتفاق می‌افتد. سربازان در برخورد نظامی با موجودات عجیب ساکنان سیاره‌های دیگر وقتی از سوی مقامات ارشد خود دستور قتل عام آنها را می‌شنوند از در دوستی با آنها درمی‌آیند و در مقابل فرماندهان خود می ایستند.

گاردنر در این مجموعه هرچند رمانهای مختلفی با موضوعات مختلفرا انتخاب می کند ولی مثلاً وقتی رمان گریفیت با عنوان «نیازهای دو نفر» را انتخاب کرده، معلوم می شود که به زمینه داستانی مشترکی علاقه دارد. در کتاب گریفیت یکی از نویسنده های زن کتاب‌های علمی تخیلی داستان دو عضو یک شرکت نرم افزاری را می‌گوید که عاشق یکدیگر می‌شوند و در نهایت در مقابل اهداف خصمانه و غیر انسانی مسئولان شرکت در برابر بشریت به پا خاسته و مقاومت نشان می‌دهند.

گاردنر در انتخاب داستانهای علمی تخیلی دیگر مثل «خونریز» اثر تد کوماتا (داستان اثرات وحشتناک یک آزمایش تجربی در باغ وحش) و «ویشنو در سیرک گربه‌ها» اثر ایان مک دونالد (ماجراهای سال 2050 در هندوستان) طوری عمل کرده که استان‌ها موضوعات مختلفی دارند با ریشه های مشترک. همگی داستان انسان‌هایی را روایت می‌کنند که تا اندازه ای در مقابل زورگویی‌های مدیران و مسئولان بالادست ابتدا تحمل می کنند و بعد از گذشت مرحله ای دست به آشوب می زنند و به میل خود دنیا را تغییر می‌دهند.  

از دیگر ژانرها و موضوعات انتخاب شده در رمانهای این مجموعه، موضوع تاریخ و سفرهای زمان است که از جمله آنها می‌توان به رمان «جو واتسون» با عنوان «فرار به دنیاهای دیگر با علم تخیل» اشاره کرد که با برگشت به زمان گذشته داستان دنیایی را بازگو می‌کند که افسردگی مردم دنیا پایانی ندارد ولی جنگ جهانی دومی در کار نیست و به جای آن مردم همیشه در جنگ هستند که هرچند از اسامی مستعار استفاده شده ولی اشاره به اشخاصی است که در سرنوشت تاریخ جنگ‌ها را رقم زدند.

دیگر داستان انتخاب شده در این مجموعه کتاب «فرانکشتاین ادیسون» اثر کریس رابرسون است که اقتباسی از داستانهای قرن 19 درباره مخترعان آن زمان را بازگو می کند که ماجراهایی متفاوت از زمان حال در اطرافشان اتفاق می‌افتد.

در موضوعات تاریخی نیز گاردنر به این موضوع علاقه نشان داده است که گذشته مثل یک صفحه ساده ویکی پدیا به راحتی قابل تغییر است که گویی از طرفداران بالایی برخوردار باشد.

در داستان دیگری در این مجموعه «چه می‌شد اگر» نوشته جان بارنز موضوعی قدیمی در حوزه ادبیات داستان‌های علمی تخیلی انتخاب شده است که از خواننده درباره کارهایی که انجام نشده سوال می‌کند. بارنز با استناد به نظریه‌های قدیمی فلاسفه درباره اینکه واقعیت تا چه اندازه حقیقت دارد و اینکه در اصل واقعیت چه اندازه واقعی است از مخاطب خود می‌پرسد که اگر آنها اطمینان نداشته باشند هر روز صبح در آمریکا یا هر کشوری دیگر از خواب بیدار شوند، چه اتفاقی می‌افتد؟ یا اینکه نام اشیاء اگر تغییر کند کاربرد یا کیفیت آن نیز تغییر می‌کند و ...

موضوع دیگر انتخاب داستان‌های این مجموعه، علوم جدید است که که «نانسی کرس» در کتاب خود با عنوان «عمل یک» دستکاری‌های ژنتیکی را مورد بررسی قرار می‌دهد و در کتابش می‌گوید که چه اتفاقی می‌افتد وقتی محققان ژنتیکی روی کودکان دارای سندرم آرلن تغییراتی ایجاد می‌کنند که به آنها قدرتی می‌بخشد تا با یکدیگر ارتباط ذهنی پیدا کنند.

در این موضوع نیز گاردنر با توجه به ذائقه مخاطب داستان دوست دنیاهای عجیب و غریب در انتخاب و ویرایش داستان‌های کتابش از ژانر واقعیت و دنیای واقعی دور نمی‌شود تا فرشته هایی که قرار است در ذهن مخاطبان خود متولد شوند را کمی در دنیای واقعی برای خواننده ملموس و قابل باور سازد؛ و نمونه آن را در علوم جدید تخیلی و کاربرد آن برای ساده کردن مشکلات روزمره انسانهای معمولی دنیای واقعی را به خوبی مشاهده کنیم و بگوییم که فرشته های آینده تعدادشان زیاد خواهند بود...

منبع: خبر آنلاین

 

قدیمی‌ترین نسخه‌های پزشکی تاریخ 

سومری‌ها از چندهزار سال پیش از میاد مسیح، تمدن پررونقی را در بین‌النهرین پایه نهاده بودند. بسیاری، آنها پایه‌گذار را نخستین تمدن فرهنگی تاریخ می‌دانند. اما، نخستین شناخت علمی از این تمدن بزرگ، به سال ۱۸۵۰ برمی‌گردد، یعنی زمانی که «هینکس» دریافت که ابداغ خط میخی توسط مردمان این تمدن صورت گرفته است. از این زمان به بعد به تدریج پژوهش‌های باستان‌شناسی دامنه‌داری برای افزایش دانسته‌های ما درمورد سومری‌ها صورت گرفت.

در اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد یعنی پنج هزار سال پیش از این سومریان بر اثر نیازهای اقتصادی و اداری، شیوه نوشتن بر روی الواح گلی را کشف کردند. نخستین کوشش و آزمایش آنان ناهنجار و به صورت خط تصویری بود و از این رو تنها در مسائل بسیار ساده اداری مورد استفاده قرار می‌گرفت. ولی در قرن‌های بعدی کاتبان و معلمان سومری به تدریج چنان دگرگونی‌های شگرفی بر این خط وارد ساختند که ماهیت تصویری خود را ازدست داد و تبدیل به خط صوتی متعارف گشت.

در نیمه دوم هزاره سوم شیوه خط سومری چنان نرم و انعطاف‌پذیر بود که به آسانی پیچیده‌ترین مباحث تاریخی و ادبی را بدان بیان می‌کردند.

بیشتر الواح کشف شده از سومری‌ها، در واپسین سال‌های قرن نوزدهم از شهری به نام نیپور به دست امد که یکصد و پنجاه کیلومتر با بغداد فاصله دارد. اکثر این الواح هم‌اینک در موزه دانشگاه فیلادلفیا و موزه شرق باستان استانبول قرار دارند.

سومری‌ها در ابتدا خط میخی نداشتند و از خط تصویری استفاده می‌کردند. در دسترس بودن گل رس در بین‌النهرین، کار سومری‌ها را بسیار آسان می‌کرد، آنها به زودی متوجه شدند که اگر لوحه‌ها را بپزند، ماندگاری آنها بسیار بیشتر می‌شود. اما نوشتن بر لوحه‌های گلین با قلم نی، نمی توانست منجر به ایجاد خطی با پیچیدگی خط مصریان بر روی پاپیروس شود.

اما در بین الواح سومری غیر از آنهایی که مربوط به ادبیات و افسانه‌های علمی و مسائل اداری هستند،

الواح علمی هم می توان پیدا کرد. برای مثال یک پزشک ناشناخته سومری که دراواخر هزاره سوم پیش از میلاد مسیح می‌زیسته است، بهترین نسخه‌های خود را به منظور استفاده شاگردان و همکارانش گرد آورد. او لوحه گلی نمناکی به اندازه ۱۵٫۹ در ۹٫۵ سانتیمتر آماده کرد و با خط میخی دوازده نسخه مهم -به زعم خود- را بر آنها نگاشت. این سند پزشکی، قدیمی‌ترین سند و نسخه پزشکی است که بشر یافته است. این لوح به مدت چهار هزار سال، در دل زمین مدفون بود تا اینکه هیئت باستان شناسی آن را یافت و به موزه دانشگاه فیلادلفیا منتثل کرد.

خواندن این نسخه بسیار دشوار بود و نیاز به تلاش‌ زیادی داشت. پزشک سومری چنانچه از این نسخه برمی‌آید، داروها را مانند همکار امروزی خود از مواد گیاهی و معدنی و جانوری تهیه می‌کرد. از مواد معدنی، کلرید سدیم (نمک طعام) و نیترات پتاسیوم (شوره) را ترجیح می‌دادو از مواد حیوانی، شیر، پوست مار و سنگ لاک‌پشت را به کار می‌برد ولی اکثر داروها از منابع گیاهی اخذ می‌شد. از گیاهانی مانند فلوس، مورد، انقوزه و آویشن و درختانی ماند بید، گلابی، صنوبر، انجر و خرما در فراهم کردن داروها استفاده می‌کردند. داروهای گیاهی از تخم و ریشه و شاخه و پوست و صمغ درختان تهیه می‌گردید و مانند امروز آنها را به صورت گرد یا جامد نگهداری می‌کردند.

یکی از ایرادات این نسخ این است که نسبت مواد سازنده دارو، هیچ جا ذکر نشده است. این مطلب را البته پاره‌ای به خاطر رازداری حرفه‌ای می‌دانند تا مردم عادی و دیگر رقیبان همکار، نتوانند خود رأسا دارو بسازند. عده‌ای هم البته معتقدند که در ان زمان کمیت اجزا، زیاد مهم نبود.

اما مطلب مهم بعدی، این بود که در هیچ جای این الوح پزشکی، اثری از توسل به سحر و جادو به چشم نمی‌خورد.این بدان معنی نیست که در هزاره سوم پیش از میلاد از دعا یا جادو برای معالجه استفاده نمی‌شده. سومری‌ها هم مانند بایلی‌ها به خدایان مرض که به خاطر مجازات گناه، بیماری بین مردم می‌پراکنند، اعتقاد داشتند. آنها به خدایانی شفادهنده هم باور داشتند. سومری‌ها برای خود، خدای نگهبان فن پزشکی هم داشتند.

شیوه تهیه قطره‌ها، فن پالایش نسبتا پیچیده موارد تشکیل دهنده داروها، توانایی تهیه مواد قلیایی و شوره توسط سومری‌ها نشان می‌دهد که فن داروسازی سومری ها، پیشرفت زیای کرده بود.

البته نمی توان در مورد میزان شفابخشی این نسخه‌ها اظهارنظری کرد، چون در هیچ جای این الواح نام و علایم بیماری توصیف نشده است تا پزشکان بتوانند در زمینه کارایی نسخ اظهار نظرکنند.

در سایت خرید و فروش آمازون اگر جستجو کنید، لوحه‌های بازسازی شده این نسخه قدیمی را می‌توانید پیدا کنید. بسیاری از پزشکان و داروسازان، این لوحه را در دکور مطب و خانه خود مورد استفاده قرار می‌دهند.

یکی از نسخه‌ها: ریشه گیاه کاه را بسایید ، در آبجو حل کنید،بگذارید مرد بیمار آن را بنوشد و بذر گیاه درودگر، صمغ مرکازی آویشن،بسایید، در آبجو حل کنید، بگذارید مرد بیمار ان را بنوشد.

 

 

نابغه...

چسبوندن پوستر آدمای معروف به در و دیوار عادت خیلی هاست. اکثر این پوسترها متعلق به بازیگرا و ورزشکارا است. بعضا برای پز روشنفکری هم که شده عکس چندتا شاعر و فیلسوف و ... هم به این عکسا اضافه میشه.

***
پروفسور مجید سمیعی در مرداد ماه سال 1316در شهرستان رشت در خانواده ای فرهنگی چشم به جهان گشود وی پس از اتمام دوران متوسطه در کشور در سال 1335برای ادامه تحصیل به خارج از کشور سفر کرد ودر آلمان غربی ساکن شد وتوانست در رشته بیولوژی وپزشکی در دانشگاه به تحصیل مشغول شود وادامه تحصیل وتخصصش را در رشته جراحی مغز و اعصاب تحت نظر پروفسور کورت شورمن تکمیل واعتلاء بخشد
وسرانجام در سال 1349دراین رشته حائزشد .
اودر سال 1351به درجه پروفسوری جراحی مغز واعصاب نایل شد واز آن جا که جراحی مغز به دلیل فوق العاده پیچیده بودن آن وارتباط با اعصاب حسی و حرکتی در سایر اندام ها به خصوص صورت تاثیرداشت و انجام عمل جراحی نیز با عوارضی همراه بوده همین عامل موجب شده تا او برای رفع این نقیصه و بخشیدن زندگی سالم و کاهش آلام ورنج همنوعانش دست به مطالعات گسترده ای در خصوص ساختار پیچیده مغز بزند تا بلکه روشی بیابد تا هم عوارض عمل جراحی پس از مغز کاهش یابد وبه صفر برسد وهم این که انسان ها به زندگی توام با سلامت باز گردند .
داستان چنین رقم خورد که توانست در پی سلسله مطالعات و تحقیقات علمی ، نخستین جراحی میکروسکوپی مغز را در سال 1356در دنیا ابداع و به سرانجام برساند و پشت بند آن هم وی اولین پزشکی بود که توانست عمل جراحی قاعده جمجمه را در دنیا ابداع کند ، که مورد توجه جراحان تراز اول دنیا قرار گیرد .
برای ایرانیان دنیا همین بس که با همت پروفسور سمیعی امروزه در تمام کشور های جهان انجمنی تحت عنوان جراحان قاعده جمجمه با 1200جراح حاذق تشکیل شده که هر سال در قالب کنگره علمی ، جراحی قاعده جمجمه مغز از طریق ویدئو پروژکشن به شاهد آخرین دستاوردهای علمی جراحی پروفسورهستند و با استفاده از دوربین های مدار بسته به صورت مستقیم عمل جراحی وی را مشاهده و باتکنیک های جدید پزشکی و آموزشی می بینند.پروفسور سمیعی که دردهه 1350تصمیم گرفت تخصصی ترین بیمارستان جراحی مغز را در شهر هانوفر آلمان که معماری آن شبیه مغز انسان است را تامین کند و خوشبختانه در این کار هم موفق شد .پروفسور سمیعی در سال 1367کرسی جراحی مغز واعصاب هانوفر آلمان را پذیرفت وهمزمان با عنوان ریاست فدراسیون جهانی انجمن های قاعده جمجمه برگزیده شده در این سال صدراعظم آلمان به پاس خدمات وی د رجراحی مغز واعصاب نشان درجه یک دولت آلمان غربی را به وی اعطا نمود .
پروفسور سمیعی مجموعه ادبیات علمی خودرا تاکنون د رقالب 13 کتاب و بیش از 200مقاله علمی منتشر کرده که مهم ترین مرجع برای جراحان مغز واعصاب دنیا به شمار می آید .
پروفسور سمیعی ، در خصوص این که مهم ترین اهدافش از آموزش متخصصان ایرانی چیست گفت :« می خواهم تازه های پزشکی در زمینه مغز واعصاب هر چه سریع تر به کشور عزیزم ایران منتقل شود .»

شده که هر سال در قالب کنگره علمی ، جراحی قاعده جمجمه مغز از طریق ویدئو پروژکشن به شاهد آخرین دستاوردهای علمی جراحی پروفسورهستند و با استفاده از دوربین های مدار بسته به صورت مستقیم عمل جراحی وی را مشاهده و باتکنیک های جدید پزشکی و آموزشی می بینند .
پروفسور سمیعی که دردهه 1350تصمیم گرفت تخصصی ترین بیمارستان جراحی مغز را در شهر هانوفر آلمان که معماری آن شبیه مغز انسان است را تامین کند و خوشبختانه در این کار هم موفق شد .پروفسور سمیعی در سال 1367کرسی جراحی مغز واعصاب هانوفر آلمان را پذیرفت وهمزمان با عنوان ریاست فدراسیون جهانی انجمن های قاعده جمجمه برگزیده شده در این سال صدراعظم آلمان به پاس خدمات وی د رجراحی مغز واعصاب نشان درجه یک دولت آلمان غربی را به وی اعطا نمود .

پروفسور سمیعی مجموعه ادبیات علمی خودرا تاکنون د رقالب 13 کتاب و بیش از 200مقاله علمی منتشر کرده که مهم ترین مرجع برای جراحان مغز واعصاب دنیا به شمار می آید .
پروفسور سمیعی ، در خصوص این که مهم ترین اهدافش از آموزش متخصصان ایرانی چیست گفت :« می خواهم تازه های پزشکی در زمینه مغز واعصاب هر چه سریع تر به کشور عزیزم ایران منتقل شود .»

***فکر نکنم تعداد کسایی که عکس پروفسور سمیعی رو دیوار اتاقشونه بیشتر از تعداد انگشتای یه دست بشه. البته در خوش بینانه ترین حالت!