فریب مغز برای سرد نگه داشتن بدن

دانشمندان برای جلوگیری از آسیب های مغزی، داروی جدیدی اختراع کرده‌اند که با فریب دادن مغز بیمار، به طور طبیعی دمای بدن وی را پایین می‌آورد تا مغز، بیشتر زنده بماند و فرصت نجات فرد را به پزشک بدهد.

داروها عوارض جانبی متفاوتی دارند،‌ مخصوصا وقتی که با هم ترکیب می‌شوند. یکی از عوارض استفاده از داروهای فراوان برای بیماران اورژانسی،‌ پایین آمدن دمای بدن آن‌هاست. فکر می‌کنید باید فکری برای بالا بردن دمای بدن این بیماران کرد؟

برعکس،‌ در حقیقت محققین به این پایین آمدن دمای بدن بیماران خصوصا در شرایط اورژانسی علاقه‌مندند. وقتی بدن بیمار سرد می‌شود، مغز به اکسیژن کم‌تری نیاز خواهد داشت و سلول‌هایش مدت بیشتری زنده خواهند ماند. بنابراین، ‌پزشکان مدت زمان بیشتری در اختیار خواهند داشت تا بتوانند جان بیمار را نجات بدهند.

به گزارش پاپ‌ساینس، دکتر کاتز، استادیار دانشکده پزشکی دانشگاه کارولینای شمالی، توانست در سال گذشته شرکت هایبرنید را پیدا کند که با سرمایه‌گذاری روی مطالعاتش، به ساخت اولین داروی سردکننده بدن کمک نماید.

البته سال‌هاست که پزشکان می‌دانند سرد نگه داشتن بدن بیمار چه فوایدی دارد، اما روش‌های معمول اغلب بسیار دشوار و گران‌قیمت هستند و در بسیاری موارد با برانگیختن سیستم دفاعی بدن در برابر انجماد، مشکلات بیشتری را به بار می‌آورند تا جایی که دکتر به ناچار بیمار را بی‌حس می‌کند.

بنابراین کاتز به این فکر افتاد که با یک روش طبیعی‌تر،‌ دمای بدن را پایین بیاورد. ترموستات بدن ما در منطقه‌ای از مغز به نام هیپوتالاموس واقع شده است. هدف کاتز این بود که با استفاده از دارو، ترموستات بدن را از نو تنظیم کند. بدین ترتیب مغز گول می‌خورد و فکر می‌کند که بدن به جای 37 درجه، باید بین 32 تا 34 درجه باشد.

بعد از 5 سال آزمون و خطا، حالا کاتز به فرمولی رسیده که روی حیوانات جواب داده است. البته کاتز اولین کسی نیست که روی این نوع داروها تحقیق می‌کند، اما خودش امیدوار است که هایبرنید اولین شرکتی باشد که چنین دارویی را به بازار می‌فرستد.

هایبرنید البته از مطرح کردن نام این دارو اجتناب می‌کند. اما به نظر می‌رسد که آن‌ها می‌خواهند در سال آینده مطالعات خود را بر روی نمونه‌های انسانی آغاز نمایند.

البته استفاده از چنین داروهایی،‌ نیاز به تجهیزات و نیروی انسانی آموزش‌دیده خاص خواهد داشت. دکتر نادکارنی، ‌استدیار بیمارستان دانشگاه پنسیلوانیا و مدیر سابق گروه مراقبت‌های اورژانسی و قلبی عروقی انجمن قلب آمریکا،‌ از کسانی است که به طور جدی برای گردآوری این تجهیزات و افراد آموزش‌دیده تلاش می‌کند. به اعتقاد وی، این دارو یک فرصت چندجانبه به بیمار، ‌پزشک و پرستار می‌دهد. در سایر روش‌ها، به دلیل واکنش‌های بدنی شدید بیمار،‌ گاهی مجبور به فلج‌کردن موقت وی می‌شدند، یا پرستار مجبور بود از پس یک لایه از کیسه‌های یخ،‌ مراقبت‌های لازم را انجام بدهد. همچنین با این روش،‌ دیگر نیازی نیست که آمبولانس‌ها دارای فریزرهای مخصوص حمل بیمار باشند.

در مجموع، پایین آوردن دمای بیمار با استفاده از این داروی جدید، علاوه بر فرصت زمانی بیشتر، شانس کاربرد در وسعتی بیشتر را به بیماران و کادر پزشکی می‌دهد تا بتوانند در شرایط بحرانی،‌ جان بیماران بیشتری را نجات بدهند.

(منبع:خبرآنلاین)

 

چیست؟
اضطراب امتحان، حالت تشويش، نگراني و هيجان ناخوشايندي است كه اغلب دانش آموزان و دانشجـويان در ايام امتحانات  مبتلا  به آن مي شوند. اضطراب امتحان، اضطرابي است كه با خودپنداره ضعيف دانش آموز درباره توانايي هاي ذهني اش شناخته مي شود و موجب كاهش عملكرد او در روزهاي پاياني قبل از امتحان مي شود.البته ميزان قابل قبولي از تنش و دلهره در زمان امتحان مي تواند سيستم عصبي خودكار انسان را فعال كند و موجب هوشياري بيشتر او براي كسب موفقيت در امتحان شود. دليل اصلي  اضطراب امتحان بیش از حد هميشه كم كاري، تنبلي و يا عدم تسلط بر محتواي درس ها نيست، بلكه گاهي دانش آموزان/ دانشجویان موفق، با انگيزه و درسخوان نيز دچار آثار منفي اضطراب ناشي از امتحان مي شوند.
درسطح سوّم مقاله  اضطراب امتحان به نحو کامل توضیح داده شده است...
*
در چه سنینی اضطراب امتحان مشاهده می شود؟                                                               

 اضطراب امتحان را می توان در تمامی سنین مشاهده کرد. البته برخی از نظریه پردازان معتقدند با زیادتر شدن سن و مهم شدن موفقیت های تحصیلی، اضطراب امتحان افزایش می یابد. اضطراب امتحان در دختران به نسبت پسران شایعتر است. تفاوت های جنسیتی در اضطراب به خوبی با نقش پذیری جنسیتی تبیین می شود.
 
برای دستیابی به توضیحات بیشتر به مقاله اصلی در سطح سوّم مراجعه کنید...
*
آیا تاکنون به این فکر کرده اید که چه عواملی باعث شده در شما اضطراب امتحان به وجود بیاید؟
 
عوامل فردی: بسياري از دانش آموزان/ دانشجویان قبول دارند زماني كه دقيق تر و عميق تر مطالعه مي كنند اضطراب امتحان در آنها به حداقل كاهش مي يابد. زیرا هر چه درباره موضوعي بيشتر بدانند مهارت و اعتماد بيشتري نسبت به دانسته هاي خود پيدا مي كنند. داشتن اعتماد به نفس در زمان گذراندن امتحانات به منزله اميد براي موفقيت است. به طور حتم، اين گروه از دانش آموزان/ دانشجویان با اتكا به تلاش و كوشش خود مي توانند با آرامـش و آسـودگي سـر جلسـه امتحان بروند و آزمون شان را با كمترين دلهره و تشويش بدهند.
عوامل خانوادگی: اضطراب حالتی است که در تعامل والدین با کودک گسترش یافته و ثبات می یابد. والدین کودکان دارای اضطراب امتحان، علاوه بر این که نیاز به محبت و امنیت آنها را نادیده می گیرند، ‌در کمک کردن به آنها نیز کارا نیستند. این اولیا فرزندان خود را بدون توجه به علایق و استعدادهای آنها برای کسب موفقیت مورد نظر خود تحت فشار قرار می دهند. در برخی موارد والدین آرزوهای تحقق نیافته ی خود را به فرزندانشان القا می کنند.
عوامل آموزشگاهی : این عوامل مربوط به محیط مدرسه، دانشگاه و موقعیت امتحان است که در این رابطه می توان به انتظارات نابجای استاد و معلم، دروس و امتحانات مشکل، مراقبین امتحان، محدودیت زمانی در جلسه امتحان، محیط نا مناسب امتحان و وجود عوامل مزاحم مثل سروصدا، نور و تهویه نامناسب اشاره نمود.
برای پی بردن به مسائل مربوط به هر کدام از عوامل ایجاد کننده بالا به سطح سوّم مقاله  مراجعه کنید.
*
با چه علائم و نشانه هایی به اضطراب امتحان پی می بریم؟
علائم و نشانه های اضطراب امتحان همانند علائم و نشانه های اضطراب است. با توجه به تحقیقات انجام شده، آشفتگی معده ،بهم خوردن ساعتهای خواب و آرامش، تغییراتی در میل به غذا، ضعف، سرگیجه، تغییر در فشار خون و میزان نبض به وجود می آید. ترشح هورمونهای آدرنالین و نور آدرنالین در افراد دارای اضطراب امتحان  در ایام امتحانات و  هنگام امتحان افزایش می یابد. همچنین درافراد دارای اضطراب امتحان درامتحانات شفاهی،تپش قلب،پریدگی رنگ صورت،لکنت زبان،حرکت های غیرارادی دست وپا،تغییرصدا،لرزش بدن وصدا،تغییردمای بدن،خشکی دهان وعرق کردن بارز است.  اضطراب امتحان باعث ضعف ایمنی بدن نیز می شود. در نتیجه در ایام امتحانات عفونت دستگاه تنفس در دانشجویان و دانش آموزان افزایش می یابد.
 
برای شناخت کلیه علائم اضطراب امتحان به سطح سوّم مقاله  مراجعه کنید...

* چگونه از اضطراب امتحان جلوگیری کنیم؟
از آنجا که عوامل محیطی نقش مهمی  در اضطراب امتحان ایفا می کنند پس  به میزان زیادی قابل پیشگیری است. در اینجا به برخی از روشها در این زمینه اشاره می کنیم: ارزیابی واقع بینانه و بدون اغراق از امتحان، قرار ندادن اضطراب امتحان در مدار توجه، رفتارهای سازنده مثل مشورت و تمرین، ایجاد شایستگی برای غلبه بر اضطراب امتحان از طریق حساسیت زدایی منظم، برطرف نمودن محرک های نامطلوب که در امتحان مزاحم دانش آموزان هستند، خود رهنمون بودن، روش مطالعه صحیح و ...
برای مشاهده توضیحات هریک از این روش ها به مقاله اصلی در سطح سوّم مراجعه کنید...

* چه افرادی و چگونه در کاهش اضطراب امتحان می توانند به ما کمک کنند؟
 
نقش مدیر در کاهش اضطراب امتحان: اعلام برنامه ی امتحان به دانش آموزان/ دانشجویان یک هفته قبل از امتحان، تنظیم زمان آزمون ها با توجه به سختی و آسانی دروس، اجتناب از برگزاری امتحانات با وقت بسیار کم
 
نقش خانواده در کاهش اضطراب امتحان : جو عاطفی دور از تنش و مشاجره،  محدود نمودن مهمانی و رفت و آمدهای مکرر، توجه به خواب، استراحت و تفریح دانش آموزان/ دانشجویان، کاهش یا حذف وظایف محوله ی خانگی به دانش آموز
نقش خود فرد در کاهش اضطراب امتحان: توسل به دعا و نیایش و توکل به خدا هنگام امتحان، تقسیم مباحث کتاب و مطالعه ی تدریجی دروس، تنظیم وقت با برنامه ی امتحانی، بستن کتاب و تکرار مطلب آموخته شده به منظور کاهش اضطراب، استفاده از روشهای صحیح مطالعه.
برای دستیابی به دیگر نقش های مدیر، خانواده و فرد به سطح سوّم مقاله مراجعه کنید...
*
چه راههایی برای درمان اضطراب امتحان وجود دارد؟
1)
روش آماده سازی
2)
روش حل مسئله
3)
غلبه بر افکار نگران کننده منفی
4)
حساسیت زدائی منظم
5)
یادگیری مشاهده ای( سرمشق گیری)
6)
پسخوراند زیستی
7)
مهارتهای مطالعه

مهارتهای مطالعه : بارها شنیده ایم که دانش آموزان/ دانشجویان می گویند : «دیگر حال و حوصله خواندن این کتاب راندارم »‌و یا " ۱۰ بار خوانده ام و تکرار کرده ام ولی باز یاد نگرفتم " در این مورد مشکل چیست؟ مطمئناً اگر چنین باشد، مطالعه کاری سخت و طاقت فرسا است. اما چنین نیست؛ واقعیت این است که این گروه از فراگیران، روش صحیح مطالعه را نمی دانند و متأسفانه درمدرسه نیز چیزی راجع به چگونه درس خواندن نمی آموزند. یادگیری و مطالعه، رابطه ی تنگاتنگ و مستقیم با یکدیگر دارند، تا جایی که می توان این دو را لازم و ملزوم یکدیگر دانست. برای اینکه میزان یادگیری افزایش یابد باید قبل از هرچیز مطالعه ای فعال و پویا داشت. برای داشتن مطالعه ای فعال و پویا نوشتن نکات مهم در حین خواندن ضروری است.
روش غلبه بر افکار منفی :باورهايي كه موجب اضطراب دانش آموزان/ دانشجویان از امتحان مي شود اغلب تصورها و نگرش هاي منفي و كاهش دهنده قواي ذهني و انگيزشي هستند. براي مثال:
"
به طور حتم كمترين نمره كلاس نصيب من خواهد شد"
براي مقابله با چنين طرز فكرها و باورهايي، دانش آموز/ دانشجو بايد بلافاصله مداد و كاغذ به دست بگيرد و به نوشتن و خواندن درس هايش ادامه دهد. او نبايد اجازه دهد كه چنين تفكراتي مانع مطالعه و تلاش او براي يادگيري شود. به طور حتم، همين كه دانش آموز/ دانشجو مطلبي را بخواند يا مسأله اي را حل كند، علائم نگراني و اضطراب او كاهش خواهد يافت. او حتي مي تواند به مقابله با اين افكار برخيزد و در مقابل به خود بگويد، «من اكنون فقط بايد به درس و تكليفم توجه  كنم و جايي براي منفي نگري و رشد افكار مخرب در ذهن ندارم».

منبع: روان پژوه

 


مغز و طنز: چرا به جوک و مطالب طنز می‌خندیم؟

وقتی در جمعی هستید و کسی یک جوک تعریف می‌کند،‌ همه نمی‌خندند. به علاوه،‌ همه افراد حاضر هم به همه جوک‌ها نمی‌خندند. خود شما چه جوک‌هایی را ترجیح می‌دهید؟ تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا بعضی از جوک‌ها برای شما خنده‌دار نیست، در حالی که افرادی هستند که به همین جوک‌ها بخندند؟

به گزارش نیوساینتیست، شوخی‌های سورئال،‌ برای بعضی افراد بامزه است،‌ در حالی که برای برخی دیگر بی‌معناست و حتی باعث لبخندی هم در آن‌ها نمی‌شود. علیرغم اهمیت شوخ‌طبعی در علم روانشناسی، پیشرفت در تصویربرداری مغزی طی دهه اخیر،‌ به عصب‌شناسان امکان داده که ببینند مغز چگونه به شنیدن طنزها و جوک‌ها عکس‌العمل نشان می‌دهد. به کمک این دانش، می‌توان فهمید که چرا بعضی از جوک‌ها برای عده‌ای خنده‌دارند و برای عده‌ای دیگر بی‌معنا هستند.

جوک چیست؟
خب، اصلا یک جوک دقیقا چیست؟ اغلب نظریه‌ها موافقند که جوک بودن یک شرط اساسی دارد:‌ باید نوعی ناهمخوانی بین دو مولفه درون جوک وجود داشته باشد که به صورت غیرمنتظره یا بازی‌وار حل شود.

برای مثال،‌ مردی برای بیماری قلبی به دیدن دکتر می‌رود،‌ دکتر می‌پرسد شما سیگار می‌کشید؟ مرد جواب می‌دهد الان نه دکتر، ‌ممنونم.

وقتی عدم هماهنگی موجود در جوک را می فهمیم،‌ جوک را گرفته‌ایم. به گفته کارلی واتسون از دانشگاه دوک در شمال کارولینا، به نظر می‌رسد که شوخ‌طبعی حاصل توانایی انسان برای قضاوت سریع و شهودی در مورد موقعیتی است که ارزیابی‌های آهسته‌ و مبتنی‌ بر تاملی دارد.

اما کدام قسمت مغز این فرایند را انجام می‌دهد؟ جوزف موران در دانشگاه دارتموند هانوفر از ام.آر.آی عملکردی استفاده کرده تا مغز داوطلبان را در حال تماشای برنامه‌های طنز تلویزیونی اسکن کند. این آزمایش‌ها الگوی متمایزی از فعالیت‌ سلول‌های عصبی را در قسمت خلفی شکنج گیجگاه و قسمت سمت چپ زیرین شکنج لوب پیشانی مغز نشان می‌دهد که به دنبال یک جوک خنده‌دار پدیدار می‌شوند. این قسمت‌های مغز به طور معمول به ادراک زبان و توانایی تمرکز توجه مربوط می‌شوند که به نظر می‌رسد با فرایند حل ناهمخوانی موجود درون یک جوک خوب، مربوط است.

با این حال نسبت به لذت‌های ابتدایی مانند خوردن و ارتباط جنسی،‌ لذت بردن از شوخی فرایند پیچیده‌تری است. علاوه بر دو فرایند هسته‌ای دریافت جوک و احساس خوب داشتن نسبت به آن، جوک‌ها قسمت‌های دیگری از قشر لوب پیشانی و شکنج سینگولیت مغز را فعال می‌کنند که به تشکیل تداعی،‌ یادگیری و تصمیم‌گیری مربوط هستند. همچنین شوخی باعث بالارفتن فعالیت قسمت‌هایی از مغز می‌شود که منحصر به انسان است و تنها گونه‌های عالی میمون‌ها،‌ آن هم به صورت بسیار ابتدایی این قسمت‌ها را دارند. در واقع این یافته بدین معناست که شوخی یک توانایی پیشرفته است که در انسان‌ها پدیدار شده است.

با این وجود،‌ هیچ دو مغزی دقیقا مانند هم نیستند و تفاوت‌های مغزی باعث تفاوت در واکنش به شوخی‌ها و طنزها می‌شود. برای مثال، زنان و مردان شوخی را قدری متفاوت ادراک می‌کنند. علاوه بر این که دو جنس به جوک‌های متفاوتی می‌خندند،‌ زن‌ها به دنبال شوخی فعالیت بیشتری در قشر بخش چپ پیش‌پیشانی مغز نشان می‌دهند که می‌تواند به معنای پردازش بیشتر و ادراک بر اساس زبان باشد. در نتیجه، برای زنان تصمیم‌گیری در مورد این که چیزی خنده‌دار هست یا نه،‌ بیشتر طول می‌کشد. اما این مسئله لذت آن‌ها از شوخی را کم نمی‌کند. در حقیقت،‌ پاسخ سیستم لیمبیک در زنان قوی‌تر از مردان است که نشان می‌دهد آن‌ها احساس پاداش و لذت قوی‌تری را نسبت به مردان تجربه می‌کنند.

احتمالا جای تعجب ندارد که بگوییم شخصیت هم در شوخ‌طبعی و ادراک شوخی نقش مهمی بازی می‌کند. محققین نشان داده‌اند افرادی که برون‌گرا و دارای ثبات هیجانی محسوب می‌شوند،‌ در مواجهه با محرک‌های خنده‌دار، فعالیت بیشتری را در مناطق مربوط به لذت مغز تجربه می‌نمایند. در حالی که افراد روان‌رنجور ( مبتلا به بیماری‌های روان‌شناختی مانند افسردگی و وسواس)، در مقایسه با اغلب مردم، فعالیت کم‌تری در قسمت‌های مربوط به لذت مغز دارند. به نظر می‌رسد که سبک شخصیتی افراد نقش مهمی در فرایند ادراک شوخی و طنز دارد.

منطق پیچیده
اما هنوز هم نمی‌دانیم که آیا جریان‌های عصبی مغز می‌تواند ترجیحات خاص ما برای سبک‌های خاص شوخی و طنز را توجیه نماید. آندره سامسون در دانشگاه فرایبورگ سوییس برای پی‌ بردن به جواب این مسئله از ام.آر.آی استفاده کرده و مغز داوطلبان را در حال تماشای 90 کارتون بدون کلام دارای سبک‌های متفاوت شوخی بررسی نموده است. به عنوان کنترل هم به داوطلبان تصاویری را نشان داده که بی‌معنا یا فاقد هر نوع تفسیر طنزآلود بوده‌اند.

نتایج به دست آمده شگفت‌انگیز است. ممکن است بتوانید حدس بزنید که علایق افراد مثل موسیقی و سیاست،‌ تعیین‌ کننده ترجیحات افراد در شوخی‌ها باشد اما سامسون نشان داده آن‌چه برای افراد مهم است،‌ نحوه حل کردن جوک است. وی در این باره می‌گوید: «‌این که با چه منطقی ناهمخوانی موجود در یک جوک حل شود، ‌تعیین می‌کند که هر کس چه نوع جوکی را ترجیح می‌دهد.»

در این نتایج نکته مهمی نهفته است. پژوهشگران امیدوارند با کشف فرایند مغزی مربوط به فهم جوک‌ها،‌ بتوانند برخی مسائل پزشکی را حل کنند. برای مثال،‌ این مطالعات می‌تواند در درک افسردگی موثر باشد، چون این باور وجود دارد که در افراد افسرده بخش مربوط به لذت مغز دچار اختلال می‌شود.

به علاوه سامسون امیدوار است این مطالعات به فهم اختلال اوتیسم کمک کنند. مطالعات قبلی نشان داده‌اند که افراد مبتلا به اوتیسم در فهم کمدی و شوخی مشکل دارند، اما مطالعات سامسون نشان داد که آن‌ها می‌توانند انواع خاصی از جوک‌ها را به خوبی بقیه افراد بفهمند. به گفته وی،‌ این مطالعات می‌تواند بر نحوه تعامل ما با کودکان مبتلا به اوتیسم اثر بگذارد.

بیشتر از هر چیزی،‌ مطالعات اخیر نشان می‌دهد شوخ‌طبعی،‌ که بسیار هم نادیده گرفته می‌شود،‌ به قدرت مغزی بالایی نیاز دارد. به گفته سامسون،‌ ممکن است در ابتدا ادراک جوک یک فرایند بدیهی و شهودی به نظر برسد،‌ اما تصویربرداری‌های مغزی نشان می‌دهد که هنگام ادراک یک جوک نسبت به زمانی که فکر می‌کنیم، مغز ما بیشتر فعال می‌شود.

(منبع: خبر آنلاین)


حوصله ام سر رفته!

محققان دانشگاه کالج لندن متوجه شدند افرادی که از ملال‌آوری وخسته کنندگی زندگی خود شکایت می‌کنند با احتمال دو برابر بیش‌تر نسبت به افرادی که زندگی را جالب و سرگرم کننده می‌دانند ممکن است بر اثر بیماری قلبی و سکته جان خود را از دست بدهند.
در این تحقیقات که روی بیش از 7 هزار کارمند دولت و در مدت بیش از 25 سال انجام شد مشخص شد افرادی که احساس می‌کنند زندگی کسل کننده ای دارند با احتمال 40 درصد بیش‌تر نسبت به دیگران تا پایان یافتن این تحقیقات جان خود را از دست داده اند.
افرادی که معمولا حوصله شان سر می‌رود با احتمال بیش‌تری به عادات ناسالم مانند سیگار کشیدن ، نوشیدن مشروبات الکلی و مانند آن روی می‌آورند که می‌تواند امید به زندگی را به طور قابل توجهی کاهش دهد.
متخصصان دپارتمان سلامت عمومی دانشگاه کالج لندن زندگی بیش از 7 هزار و 524 کارمند دولت که بین 35 تا 55 سال سن داشتند بررسی کردند و در مورد میزان سر رفتن حوصله ، کسلی و بی حوصلگی ان‌ها سوالاتی پرسیدند.
در این تحقیقات مشخص شد نزدیک به 10 درصد کارمندان دولت در طول ده ماه گذشته احساس بی‌حوصلگی کرده اند که این میزان در زنان تقریبا دو برابر مردان بوده است.میزان بی حوصلگی در میان جوانان و افرادی که شغل‌های سطح پایین داشتند نیز بیش از سایرین گزارش شده است.
مارتین شیپلی که دراین تحقیقات شرکت داشته است در این باره گفت : این یافته‌ها نشان می‌دهد رابطه زیادی بین بی حوصلگی و بیماری‌های قلبی وجود دارد.بنابراین افرادی که دارای شغل‌ها کسل کننده هستند باید سرگرمی‌هایی برای خودشان پیدا کنند تا بی حوصلگی را از خود دور کنند.
این افراد هم‌چنین باید مقداری از تمرکز روی خود را کاهش دهند زمان بیش‌تری را به خانواده ، دوستان ، همکاران و حتی رئیسشان اختصاص دهند.

(منبع: خبر آنلاین)